کیمیاگران را بشناسید!

۱٫کیمیاگر کجا دنیا آمد؟

جرقه های اولیه فعالیت های گروه آموزشی ما از سال ۱۳۸۸ شروع شد. تا سال ۱۳۹۱ ما هم مثل مابقی دوستان و همکاران با چوبی، چماغی چیزی روی سر دانش آموزان می ایستادیم تا ساعت مطالعاتیشان را بالا ببرند، کمتر تفریح کنند، بیشتر تراز و رتبه بیاورند (اعتراف کردن!).

 

اما تولد دوباره این گروه از سال ۱۳۹۱ اتفاق افتاد که کیمیاگران (آن موقع هنوز کیمیاگر نشده بودند) وضعیت روحی نابسامان دانش آموزان را برای اولین بار درک کردند! ما دانش آموزان را دیدیم در حالی که خسته و از نفس افتاده در جایی مانند کویر به سوی سرابی که نمیدانستند وجود دارد یا نه پیاده میرفتند! و آن لحظه بود که کیمیاگران به این فکر افتادند که باید راه بهتری هم وجود داشته باشد!

در همین دوران کیمیاگر ثانی فریاد برآورد: گور بابای تراز و رتبه و کنکور، بیاین بچه های شادی داشته باشیم و برای این حرف کیمیاگر ثانی تحت تعقیب قرارگرفت و برای سرش ۱۰۰۰ سکه طلا جایزه قرار داده شد! چرا که نه تنها سیستم آموزشی و خانواده ها ترجیح میدادند دانش آموزان غمگین و افسرده ولی درس خوان داشته باشند؛ بلکه خود دانش آموزان هم ترجیح میداند غمگین و افسرده باشند اما رتبه و تراز بیاورند!!! و بعد از آن ماموریت کیمیاگران آغاز شد و به دنبال این سوال گشتند که:

چطور میتوانیم در فرایند بی رحمانه کنکور؛ درس بخوانیم ولی له نشویم؟

 

 ۲٫ماموریت زندگی ما چیست؟

با تمام مخالفت های وارده و نقد و انتقادات همکاران و اولیا و (در کمال تعجب) دانش آموزان؛ کیمیاگران به برنامه های تحقیقاتی عمیق و گاهی اوقات جان فرسا در باب پیدا کردن جواب این سوال پرداختند و آن را ماموریت زندگی خود نامیدند: چطور میتوان در فرایند بی رحمانه کنکور؛ درس خواند ولی له نشد؟

کیمیاگران ساعت ها خود را در سالن های مطالعاتی حبس می کردند و یا به کشورهایی که فرایند آموزش در آن ها لذت بخش و جذاب (به قول خود خودمان بدون له شدن) بود مانند فنلاند، ژاپن، سوییس، برخی جاهای هند و آلمان و… سفر کردند؛ ایده های جدید مطرح شده در سر تا سر جهان در مورد تحول های آموزشی را مطالعه کردند و دو سال تمام تلاش کردند تا کوچکترین ترین مضرب مشترک را بین تمام این ها و سیستم آموزشی ایران به خصوص فرایند بی رحمانه کنکور را بیابند!

سرانجام با تمام مخالفت های موجود در سال ۱۳۹۳ بعد از دو سال تحقیق کیمیاگران روش خود را به اجرا در آوردند و در کمال تعجب دیدند:

وقتی دانش آموزان در فرایند بی رحمانه کنکور له نشوند؛

  • بیشتر درس می خوانند
  • بهتر می فهمند
  • بیشتر نتیجه میگیرند.
  • ترازهای بهتری می آورند.
  • رتبه های بهتری می آورند
  • رتبه های بهتری میگیرند.
  • دانشگاه های بهتری می روند
  • رشته های بهتری می خوانند.
  • در دانشگاه انسان های موفق تری می شوند.

 

 

 

۳٫با این ماموریت به کجا رسیدیم؟

در ابتدای راه هدف این بود که دانش آموزان توانمند تری داشته باشیم؛ باید برای دانش آموزان شرایطی فراهم کنیم که شرایط روحی، توانایی و خود باوری آن را داشته باشند که در هر جا که می رند موفق باشند؛ بدون داشتن چشم داشتی به تراز و رتبه آنان….

اما تجربیات نشان داد وقتی به دانش آموزان قدرت داده میشود در تمام کارها میدرخشند؛ به خصوص در درس خواندن…

این نتیجه گیری را مدیون بازده دوره قبل (۱۳۹۴-۹۵) بودیم:

از دانش آموزان پیش دانش گاهی و فارغ التحصیل ورودی آن سال؛ ۸٫۵۷% رتبه یک رقمی، ۷۴٫۲۸% دو رقمی، ۱۴٫۲۸% سه رقمی و تنها یک نفر رتبه چهار رقمی کسب کرد بود. و این در حالیست که بنیاد تنها آن ها را به انسان بهتری بودن تشویق کرده بود.

لازم به ذکر است بنیاد تعهد میکند از موفقیت های دانش آموزان به نفع خود استفاده نکند؛ بنابر این از ذکر نام این عزیزان خودداری میکنیم.

 

 [Best_Wordpress_Gallery id=”3″ gal_title=”گالری تصاویر”]

 

 

 

 

 

 

 

 

1 دیدگاه در “کیمیاگران را بشناسید!

  • سلام
    منم یه زمانی خیلی دوست داشتم کیمیاگر بشم اما شانس باهام یار نبود و نتونستم جایگاهی که می‌خوام رو در دانشگاه داشته باشم برای همین امتیاز کیمیاگر شدن ازم گرفته شد ?
    ای کسانی که کیمیاگر هستید مراقب کوچولوهای تنهای کنکور باشید تا مبادا ضربه ای بخورند که هیچ گاه ترمیم نشود??

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *